پوستاندازی طبقه متوسط
گروه: شهر و جامعه، پیشنهاد سردبیر | کد خبر: ۲۴۸۰۴ | تاریخ: ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۵
به گزارش ماجرانیوز به نقل از ایبِنا، امروز طبقه متوسط ایران در حال گذر ساختاری ست. تجربه یکی از پیچیدهترین دورههای تحول خود. هزینههای زندگی و شکاف میان درآمدها و خط فقر، چالشهای جدی و ملموسی را پیش روی خانوادهها قرار داده است.
در این میان، بخش بزرگی از جامعه که پیش از این بر مبنای الگوهای سنتیِ معیشت برنامهریزی میکرد، اکنون در حال بازتعریف نسبت خود با اقتصاد ملی و جستجوی راههای تازهای برای حفظ کیفیت زندگی خویش است.
دکتر حمید عبداللهیان، جامعهشناس، در تحلیل این وضعیت معتقد است که ما نه با نابودی مطلق، بلکه با یک پوستاندازی و جابهجایی روبرو هستیم. به باور وی، در حالی که فشار تورم و کاهش قدرت خرید، بخشهایی از طبقه متوسط سنتی بهویژه حقوقبگیران و کارمندان را تحت فشار قرار داده، همزمان فضا برای برآمدن گروههای جدیدی فراهم شده است. او تأکید میکند که جامعه ایران در حال عبور از یک دگرگونی است که در آن، سرمایه فرهنگی و مهارتی جایگزین تکیهگاههای قدیمی شده و طبقه متوسط تلاش میکند از مسیرهای نوآورانه، جایگاه خود را در ساختار قدرت اقتصادی بازپس بگیرد.
این لایههای نوظهور که از آنها به عنوان «طبقه متوسط جدید» یاد میشود، عمدتاً از جوانان تحصیلکرده، زنان کارآفرین و فعالان حوزه فناوری تشکیل شدهاند. این گروه که هسته اصلی اقتصاد دیجیتال را میسازند، نشان دادهاند که میتوانند حتی در سختترین شرایط، از دانش و خلاقیت خود ثروت خلق کنند. این پتانسیل تازه، امیدی واقعی برای بازسازی لایههای میانی جامعه ایجاد کرده است، مشروط بر اینکه به عنوان یک فرصت استراتژیک دیده شوند.
با این حال، این امید با یک هشدار جدی همراه است: این طبقه متوسط مدرن، به شدت شکننده و به زیرساختها وابسته است. برخلاف گذشتگان که امنیت خود را در استخدامهای رسمی میجستند، نبض زندگی این گروه با امنیت اقتصادی میزند. هرگونه نااطمینانی در متغیرهای کلان یا اختلال در شبکههای ارتباطی، میتواند این قشر پویا را پیش از آنکه به استحکام کافی برسد، تضعیف کند. در واقع، بقای این سرمایه انسانی به اکسیژن ثبات گره خورده است.
برای حفظ این طبقه، سیاستگذاری اجتماعی باید از رویکرد «حمایتهای خرد و یارانهای» به سمت مدلهای «دولت رفاهی مدرن» حرکت کند. طبقه متوسط برای ماندن در چرخه تولید، بیش از آنکه به مُسکنهای کوتاهمدت نیاز داشته باشد، به امنیت شغلی، مسکن قابل دسترس و فضایی برای تنفس اقتصادی محتاج است.
اگر سیاستگذاریها به جای مسدود کردن مسیرهای تازه، بر تسهیلگری و تثبیت این لایههای نوظهور متمرکز شود، میتوان به احیای ستون میانی جامعه امیدوار بود. ساعت شنی برای این تصمیمات حیاتی به حرکت درآمده و نجات جامعه، دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود.